|
نگاه شک زده ات را چه پاسخی دادم ؟
از ارتفاع تو من هم به گریه افتادم
درون لخته ی این اتهام پیچیدم
زمین شدم که خودم را ... ولی نبلعیدم
منم که رد شده از غصه ها ، بدان اما
منی شکست و شکستی ، شکست من از ما
)1( بالاخره امتحانات تمام شد و ما هم خلاص!
)2( چند روز پیش اختتامیه جشنواره ی غزل پست مدرن در تهران برگزار شد و برخلاف تمامی مشکلاتی که ایجاد شد و ایجاد کردند ، به خوبی به پایان رسید . دوستان زحمات زیادی برای برقراری این جلسه کشیدند که همگی با هم و بدون ذکر نام ( البته فقط به دلیل طولانی شدن پست و لاغیر ) خسته نباشید.
)3( در پست قبلی استفاده از F و MA اشاره به قوانین نیوتن بود که توجیه کننده ی سقوط سیب است.
)4( و باز شعر...
مرگ من در حصار قبری که
خیس از اضطراب ادرارست
مثل افکار پوچ ژان پُل سارتر
توی متن کثیف دیوارست
***
بعد سلول های مغز من
مرگ خاکستری او می شد
توی عُق های پشت هم مردی
منطقی را که جستجو می شد ↓
گم نمی کرد و باز می بلعید
لخته ای از تهوعی خونی
در فرار از گزاره ای عقلی
امتناع از فشار سیفونی ↓
که تمامی بودنم را بُرد
در خم و پیچ لوله هایی تنگ
بیست و یک سال زندگی را کرد
لکه ای بر سفیدی یک سنگ
انتحاری که فلسفی اما
در حقیقت تولدی بد بو
در رسیدن به من که دور از من
در گریز از هزار تو در تو
خلسه در یک فضای بی منطق
مثل طعم سفید تلویزیون !!!
کشف و لمس بهشتِ گمشده در
مغز من ، پس کجاست جان میلتون ؟
***
مثل مرگ " رامون گری " مضحک
اعترافی دروغ اما راست
محسنی در پناه قبرستان
کشته شد تا... جنازه اش اینجاست
پ.ن : 1) تلفظ صحیح اسم سارتر به صورت sartr می باشد.
2) رامون گری شخصیتی در داستان دیوار اثر سارتر است که... ( به داستان رجوع شود)
نوشته شده توسط محسن عاصی در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 2:26 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
|