|
یادته می خواستم مگس بشم .... حالا شدم!!!!!!!!
هوای شرجی و گرما و در فضایی باز
صدای ـ گم شو پدر سگ ـ و قصه ای آغاز
طنین وز وز بالم ٬ حریم گوش شما
نگاه تند مگس کش به جنب و جوش شما
و صبر و لحظه ی غفلت ٬ نشستنم بر جا
سقوط آلت قتلت و می کشی در جا
و داد و عربده ـ دیدی که کشتمت آخر ـ
و تند و تند به دنبال پیکری بی سر
تمام طول حیاط را تو می گردی
مگس به روی زمین... نه ٬ تو اشتباه کردی
و من که کنج حیاطم ٬ سر ناهار شما
و گرم خوردنم اما به فکر کار شما
چقدر ساده فریب مرا شما خوردید
غذای تازه برایم فراهم آوردید
نوشته شده توسط محسن عاصی در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 6:27 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
|